آخرین اخبار

تاریخ : 13. ارديبهشت 1394 - 3:15   |   کد مطلب: 24655
آنچه که می نویسم و آنچه تو می خوانی مدیون معلمانی است که در راه خواندن و نوشتن یکایک گام ها برداشتند با معلمانی که از آی با کلاه و بی کلاه تا ی آخر پا به پایمان ایستادند و با آفرین و هزار آفرین هایشان در زیر هر نمره درسی،شوق آموختن را دل هایمان شعله در ساختند

به گزارش  خبری "رنان کویر" آنچه که می نویسم  و آنچه تو می خوان یمدیون معلمانی است که در راه خواندن و نوشتن یکایک گام ها برداشتند با معلمانی که از آی با کلاه و بی کلاه تا ی آخر پا به پایمان ایستادند و با آفرین و هزار آفرین هایشان در زیر هر نمره درسی،شوق آموختن را دل هایمان شعله در ساختند.داستان ها را یکی یکی برایمان آموختند؛

از "حسنک کجایی""تصمیم کبری" تادرس پایان کتاب که شکر ایزد منان بود بر آنچه که توانستیم بیاموزیم.

معلمانی که حتی با تنبیه کردنمان به ما می آموختند در هر کاری باید شش دانگ حواسمان جمع باشد.دستو پا،ذهن و فکر حواس و نگاهت را باید جمع می کرد تا معلم قبول کند که گوش می سپاریم به او روزهای شیرین آموختن را به امید روز معلم طی می کردیم تا "روز معلم" بیاید و به قولی جبران کنیم.

اول کلاس را تزئیین می کردیم ومیز را پر میکردیم از خوراکی های که از خانه آورده بودیم یکی از بچه ها تخم مرغ هایی را که از روز قبل خالی کرده بود را پر از گل برگ های گل های بهاری تا در بدو ورود معلم به سقف بزند و گل برگ ها بر سر معلم ریخته شود.

و خوش خط ترین بچه کلاس روی تخته سیاه می نوشت "روز مبارک"

و با آمدن معلم مان از جا برمی خواستیم و همگی با هم می خواندیم

"در باز شد و گل و اومد،خانم معلم؛ خوش آمد؛ معلم عزیزم روزت مبارک"

 

انتهای پیام/

دیدگاه شما

زنان کویر
منهاج