آخرین اخبار

تاریخ : 11. اسفند 1392 - 9:12   |   کد مطلب: 15500
تصورش سخت نیست. تصور کشوری که به تازگی انقلاب کرده و تمام ارکان نظامش فرو ریخته و قرار است از پایه ساخته شود.

13294_155

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شاخه یاس، به نقل از زنان پرس، تصورش سخت نیست. تصور کشوری که به تازگی انقلاب کرده و تمام ارکان نظامش فرو ریخته و قرار است از پایه ساخته شود. تصور نظامی نوپا، با خزانه‌ای خالی، با آسیب‌هایی که هر کجا قدم بگذاری ردی از آن خواهی دید. تصور کشوری که دشمنانش، اقتصادی قدرتمند دارند و تبلیغاتی گسترده را علیه آن آغاز کرده‌اند. کشوری که در این میان، مورد هجوم همسایه‌اش هم قرار می‌گیرد و با دستی خالی، باید بایستد و مرز و خاک و ناموس و آرمانهایش را محافظت کند. تنها دارایی‌اش زنان و مردانی هستند که خالصانه ایستاده‌اند تا طرحی نو دراندازند. مردانش که باید بروند و جلوی دشمن بایستند، زنانش اما، در خانه‌ها هستند و باید همه چیز را مدیریت کنند، در نبود همسران، پدران و برادران‌شان، همه چیز به عهده‌ی آنهاست، تمام بار یک زندگی و حتی یک جامعه و یک کشور نوپا را باید به دوش بکشند. از جمله اقتصاد. اقتصادی که از سال ۱۳۵۳ یعنی چهار سال قبل از وقوع انقلاب سیر رکودی خود را آغاز کرده است. کما اینکه تا پیش از آن هم هر وقت که کشور وضعیت بهتری را تجربه کرده، صرفا به دلیل تکانه‌ها و بالارفتن قیمت نفت بوده است. اصولا اقتصاد ایران همیشه وابستگی شدیدی به ذخایر نفتی خود داشته است و حال، یعنی زمان انقلاب که می‌خواهد، ریسمان نفت را رها کند و اقتصادی مستقل از نفت را تجربه کند و قدمهای اولش را بردارد، با جنگی تحمیلی روبه رو می شود.

 

با آغاز جنگ، مراکز صنعتی و تجاری در جنوب غربی کشور، به شدت صدمه می‌بینند و یا اینکه در معرض آسیب جدی قرار می گیرند. در این زمان بازارهای جهانی، قیمت بالای نفت را تجربه میکنند اما ایران را از این رهگذر نصیبی نیست. چرا که استان خوزستان که تاسیسات نفتی مهمی را داراست و به عنوان دروازه ورود و خروج کالا همیشه مورد توجه بوده است به اشغال دشمن در  آمده و این بندر مهم از چرخه اقتصادی ایران حذف می شود. بندر امام خمینی هم به دلیل مجاورت با مناطق جنگ زده دائم مورد تهدید قرار می گیرد. در دو سال نخست جنگ تحمیلی عراق علیه ایران هشت فروند کشتی تجاری و نفتکش ایران مورد اصابت قرار می گیرد. مراکز و تاسیسات نفتی همچون پالایشگاه ها و خطوط انتقال نفت و چاه های نفت در خطر اشغال متجاوز و تیررس آن قرار می گیرد.. در کتاب « اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی » پیرامون جزییات این موضوع نوشته شده است: « پالایشگاه آبادان با ظرفیت بالای ۶۲۰ هزار بشکه در روز که ظرفیتی نزدیک به مجموع ظرفیت سایر پالایشگاه های ایران داشت، با آغاز هجوم ارتش عراق، تعطیل می شود و تا پایان جنگ مورد استفاده قرار نمی گیرد. در واقع در این دوره بخش مهمی از مراکز مهم اقتصادی و صنعتی تخریب می شود.

 

 

جنگ به خودی خود یکی از اتفاقات بسیار هزینه ساز است. از تأمین ادوات نظامی گرفته تا هزینه‌ی نیروهای انسانی که ضرورت دفاع هستند. در این بین بالاجبار مردان زیادی کار را رها کرده‌ و در جبهه‌ها مشغولند. خانواده‌ها منبع درآمد خود را اغلب از دست داده‌اند، کشور وضعیت نابسامانی را تجربه می کند. تحریم اقتصادی، کاهش تولید داخلی، تعطیلی کارخانجات وابسته، خاموشی، بمباران، گرانی، کمبود آب، کمبود سوخت و …. وضعیتی را به وجود می آورد که  جلوه دیگری از ایثار ،‌ صبر و از خودگذشتگیِ زنان به نمایش گذاشته می شود. برخی از آنها در دوران حساس دفاع مقدس که کالاها و ارزاق عمومی به صورت جیره بندی توزیع می گردید با نیت جهاد مالی و کمک به جبهه، در مصرف روزانه خود و خانواده صرفه جویی کرده، آن را به جبهه ها ارسال می کردند.
زنان ما در این زمان، کاری زینبی(س) می کنند، هم مقاوم می ایستند و مردانشان را راهی جبهه و دفاع از کیان انقلابشان می کنند، هم خود در پشت جبهه، هر آنچه که از دستشان بر می آید انجام میدهند، از بافتن و دوختن لباس و درست کردن مواد غذایی برای اعزام به جبهه ها، تا کشاورزی و باغداری و پزشکی و امدادگری، تنها برای گرداندن چرخه های اقتصادی کشور، این در حالی‌ست که خود تحت فشار اقتصادی شدیدی هستند.

 

به قول مقام معظم رهبری(مدظله) : « بعضى‌ها جنگ را از تلویزیون و رادیو و اینها می‌شنفتند، بعضى‌ها با جسم و جان و تنِ خودشان توى میدان جنگ بودند. این گزارشهاى پر از حماسه و شور که از جنگ داده میشود، همه‌اش هم درست است – من چون خیلى از این کتابهاى مربوط به خاطرات رزمندگان را میخوانم، میدانم همه‌ى اینها درست است – آن شور و شوق و آن عشق به مجاهدت و شوق به شهادت و عدم بیم از مرگ و اینها، همه‌اش همینى است که توى گزارشها هست و درست است؛ لیکن نگاه کلان به جنگ، یک نگاه کاملاً محنت‌بار بود. خب، آن گردانى که جلو با شوق و ذوق دارد میجنگد، او که نمیداند توى قرارگاه اصلى نسبت به مجموعه‌ى جبهه چه حالتى وجود دارد، چه ضعفهائى هست، چه نگرانى‌ها و دغدغه‌هاى جدى‌اى هست؛ و پشت سر قرارگاه اصلى، در سطح کلان، در کشور، چه کمبودهائى، چه دلهره‌هائى وجود دارد. دوران سختى بود. در این دوران سخت، نقش زنان، یک نقش فوق‌العاده بود؛ نقش مادران شهدا، نقش همسران شهدا، نقش زنان مباشر در میدان جنگ، در کارهاى پشتیبانى و بعضاً بندرت در کارهاى عملیاتى و نظامى – که من بخش کارهاى پشتیبانى‌اش را خودم از نزدیک در اهواز دیدم – یک نقش فوق‌العاده بود. زنها حتّى در بخشهاى نظامى هم فعال بودند»

 

نسل ما جنگ را ندیده است و آن را با گوشت و پوست خود درک نکرده، هر چه می داند از دیده ها و شنیده ها و خوانده هایش است، تصورش البته سخت نیست، همان قدر که زندگی کردنش سخت است، تصور زنانی که تمام دارو ندارو زندگی‌شان در پشت یک «پیکان» جا میشده و دائم در حال مهاجرت بوده‌اند و زیر بمباران.
به نظر می رسد یکی از پررنگ ترین نقش‌های زنان در زمان جنگ، نقش اقتصادی ست، اقتصادی مقاومتی تر از این قابل تصور نیست.

 

 

منابع:
بیانات مقام معظم رهبری(مدظله) در سومین نشست اندیشه‌های راهبردی؛ ۱۴/۱۰/۹۰
رئوفی، حمیدرضا؛ دژپسند، فرهاد ؛ اقتصاد ایران در زمان جنگ تحمیلی

 

انتهای پیام/

دیدگاه شما

منهاج
زنان کویر