آخرین اخبار

تاریخ : 15. بهمن 1392 - 8:42   |   کد مطلب: 14346
سنگر مسجد و نماز جمعه را خالی نکنید و از کینه دوزی دوری کنید و با هم دوست و برادر باشید

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شاخه یاس:IMG_7358

اختصاصی شاخه یاس، با فاطمه جلالي كه همسر شهيد و خواهر شهيد و مادرشهيد مي باشد ، به مناسبت دهه مبارکه فجر ديدار كرده ایم.

فاطمه جلالی خدمت به خانواده شهدا را اقدامی فرهنگی و ارزشمند خواند و گفت: خانواده های شهدا ،ایثارگران و جانبازان ، بزرگترین سرمایه های معنوی انقلاب و ملت هستند و یاد شهدا اشاعه ارزش های ایثار و پایداری درجامعه است و دلجویی و دیدار با آنان، ادای دین به ارزشهای انقلاب است.

فاطمه جلالي  گفت من افتخار ميكنم كه چند نفر از اعضاء خانواده ام را در راه خدا و قرآن و براي احياء دين داده ام  اين نظام مقدس كه با عنايت خداوند و با قطره قطره خون شهيدان زنده شده است اكنون هركدام از ما وظيه داريم كه از اين نظام پاسداري كنيم . با پیروی از ولایت فقیه ادامه دهنده راه شهیدان به خون خفته ایران باشید.

برادرم محمود در سال 1361 در عملیات بیت المقدس به شهادت رسید ودر سال 1362 در عملیات والفجر 3 در منطقه عملیاتی مهران پسرم شهید شد وسپس همسرم هم در سال 1365 در عملیات کربلای 1 درمنطقه مهران ودر همان محل شهادت پسرم ودر سن 52 سالگی از ناحیه سر وپهلو هدف گلوله دژخیمان قرار گرفت وبه شهادت رسید .

فاطمه جلالي مهمترين خصوصيات شهيدان را انسانهاي باایمان وپرهیزگار می داند و در ادامه افزود: صداقتشان زبانزد عام و خاص بود ، نماز اول وقتش ترک نمی شد ، گذشت و ایثار داشتند ، صبور و خوش رو و خوش برخورد بودند ، به اقوام و خویشان سرمی زد و از احوال آنها با خبر بود ، به فقرا کمک می کرد ، به همسایگان توجه خاص داشت ، امام عزیز و راحل را خیلی دوست مي داشتند ، همسرم در تربیت فرزندان کوشا بود ، به نیازها و خواسته های فرزندانش توجه داشت ، همیشه فرزندانش را به تحصیل علم واز طرفی به نماز اول وقت توصیه می کرد ، زیر بار زور و ظلم نمی رفت، آزاده مرد بود ودلی رئوف ومهربان داشت .

فاطمه جلالي گفت : شهدا در راه خودشان  و در جهاد با دشمنان شربت شهادت را نوشيدند و به افتخار شهادت مثل اربابشان امام حسین (ع) نایل شودند.

زندگی نامه شهيد محمود سليماني فرزند شهيد خداكرم سليماني

بسم الله الرحمن الرحیم و لئن قتلتم فی سبیل الله او متم لمغفره من الله و رحمه خیر مما یجمعوناگر در راه خدا بمیرید یا کشته شوید در آن جهان به آمرزش و رحمت خداوند نائل شوید و آن بهتر از چیزی است که در حیات دنیا برای خود فراهم توان آورد. سوره آل عمران 156سپاس خداوند تبارک و تعالی را که نعمت زندگی کردن در نظام جمهوری اسلامی و در سایه پربرکت ولایت فقیه به ما عنایت فرمود.درود بر پیامبران الهی ازحضرت آدم تا حضرت خاتم (ص) که برای نجات بشریت از جهل  نادانی و رنجها متحل شده اند.درود بر  ائمه اطهار (ع) از وصی رسول الله مولای متقیان حضرت امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالت تا منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم (حج) خاصه ابا عبدالله الحسین (ع) که درس آزادگی را به همه آزادگان جهان داده و خوب زیستن را و خوب رفتن را بر رهروان راه حق آموخت.مختصری از زندگی سراسر رنج، تلاش ، مبارزه و جهاد و ایثارگری جوان فداکار اسلام شهثد محمود سلیمانی فرزند شهید خداکرم سلیمانی را بر روی کاغذ می آوریم تا درسی باشد برای آنان که در آینده درس فداکاری و ایثار را می خوانند و می جویند. درس استقامتی باشد برای آنان که در ناملایمات زندگی و نشیب و فرازها می افتند و رو در روی استکبار جهانی قرار می گیرند.روز اول خردادماه سال 1344 در یک خانواده مذهبی و پرعطوفت و مهربانی که کار کشاوری داشتند فرزندی چشم به جهان گشود و کانون گرم خانواده را با تولدش گرمتر نمود. پدر و مادر این فرزند را محمود نام گذاشتند.دوران طفولیت را با سختترین شرایط پشت سر گذاشت.وضعیت مالی پدر طوری بود که زندگی بسختی اداره می شد. کم کم رشد کرد و بزرگتر شد. دوران ابتدایی را در مدرسه قنات ملک از روستاهای منطقه رابر با موفقیت تمام کرد. در همین دوران بود که برگ جدیدی بر زندگی خانواده ورق خورد، پدرش شهید (خداکرم) سخت بیمار شد و قادر به کارکردن  نبود و امید به زنده ماندنش نبود. نان بخور و نمیر خانواده به سختی فراهم می شد، کمتر می توانست حتی به دکتر برای معالجه مراجعه کند. قسمتی از مسئولیت تأمین مخارج خانواده به دوش او سنگینی می کرد.  تا بستانها به کارکردن پرداخت و در کنار کار بدست خواندن ادامه داد. تا سال دوم راهنمایی ادامه تحصیل داد و دو سال قبل از شهادت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رابر مشغول حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی شد. دفعه اولی که تصمیم به رفتن جبهه های جنگ حق علیه باطل داشت از آنجا که از نظر جسمی کوچک بود بسیج موافقت به اعزام نکرد با گریه و زاری تلاش کرد تا موافقت کردند و به جبهه اعزام شد. پس از مراجعت به خانه بعد از مدتی برای بار دوم به جبهه های جنگ نور علیه ظلمت اعزام شد و در عملیات فتح المبین شرکت کرد و مردانه جنگید و کار مهمات رسانی را تا آخرین لظحات پیروزی به انجام رسانید و برای دیدار اعظای خانواده برگشت. و برای سومین بار به جبهه ها اعزام شد و در عملیات والفجر 3 در منطقه مهران پس از نبردی قهرمانانه و حماسه ای تاریخی به خیل شهدای اسلام پیوست و به لقاء معبود رسید و مهمان بر شهدای کربلا به محضر باریتعالی شتافت و در وصیت نامه اش این جمله را نوشت که:شهدا قول می دهند که اگر راه آنها را رفتید شما را شفاعت کنند.بامید آنکه ادامه دهنده صدیق راه خونین شهدای کربلای اسلام باشیم و در کربلای حسینی به امامت روح الله نماز بخوانیم و قدس شریف را از چنگال صهیونیسم جنایتکار آزاد نماییم.انشاءالله نثار روح شهدای اسلام صلواتخدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهداررزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما.

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحیمالذین آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله و اولئک هم الفائزون. ما جنگیدیم که ارزشهایی (معیارهایی) حاکم بر جامعه شود. ای الله بنده گنهکار هستم که به سویت می آیم تا به تو ملحق شوم و به لقاالله برسم. الله تو بودی که فرمودی که آنها ایمان آورده اند و هجرت و جهاد کرده اند و در درگاه باریتعالی درجه ای عظیم دارند. بار الها صحبتم با تو است زیرا عاشقت هستم. ازتو آمده ام و به سوی تو باز خواهم گشت. پس مرا دریاب و بهترین و شرافتمندترین مرگها  که شهادت است، پذیرفته رسول اکرم (ص) برایم بزرگتر که جزء این راه راهی بهتر ندارم که بخواهم بپیمایم . بار الها می دانم که اگر در میدان نبرد هم بکشیم و هم کشته شویم. پیروز هستیم. اما از تو درخواست می کنم نصیب من گردان و به برادران پیروزی کربلا را بدهی تا کربلای حسین (ع) آزاد کنند و با شادمانی ملت و رهبر باز گردانند و اگر لیاقت شهادت ندارم در این دنیا  مرا شهید زنده بدار، بار الهی تا کی صبر کنم تا آقای ما حجت بر حق مهدی صاحب الزمان (عج) ظهور کند. الله تو را به خون حسین علیه السلام ظهور آقایمان را هر چه زودتر بگردان و خداوندا نور چشم ما پدر و سرور رهبر ما  مرجع تقلید ما ولایت فقیه ما را امام خمینی دامه برکاته خدایا تو را بجان مهدی تا انقلاب مهدی او را نگهدار و به او قدرت عطا فرما . الهی پرچم اسلام را بر سر تا سر جهان مستقر بگردان و در اخر دوستان پدر و مادر و برادر خواهر و دوستان عزیزم: شهدا می روند و شما باید راه آنها را ادامه دهید و شهدا قول می دهند که اگر راه آنها را رفتید شما را شفاعت کنند. برادران مادرم دوستان امام را دعا کنید. سنگر مسجد و نماز جمعه را خالی نکنید و از کینه دوزی دوری کنید و با هم دوست و برادر باشید و به برادر و  خواهرم وصیت می کنم به تحصیلات خود و به مطالعات اسلامی و عقیدتی و علمی خود خیلی زیاد بپردازید. زیرا اسلام هم اکنون احتیاج دارد نماز بخوانید و همیشه به یاد خدا باشید و مادرم و پدرم هیچ وقت ناراحت نباشید و زیاد به یاد حقیر نباشید و با خدا باشید و به یاد  او.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته    محمود سلیمانی

انتهای پیام/

دیدگاه شما

زنان کویر
منهاج