آخرین اخبار

مریم بردسیری معلم نمونه استانی در سال 95 در گفتگو با خبرنگار آرمان کرمان از رفتن سر کلاس درس با نخاع پاره شده و خاطره تلخ مرگ شاگرد ممتازش می گوید. ...

به گزارش زنان کویر ، به نقل از  “آرمان کرمان” ، به مناسبت هفته معلم مریم بردسیری به عنوان معلم فداکار و نمونه استانی معرفی شد.

به همین مناسبت به سراغ این معلم فداکار و دلسوز رفتیم و گفتگویی صمیمانه با خانم بردسیری انجام دادیم.

6

 

آرمان کرمان: زمانی که خبر معرفی خود به عنوان معلم نمونه را شنیدید چه احساسی داشتید؟

بردسیری: بنده حتی از بودن نام خود در میان نامزدهای این انتخاب اطلاع نداشتم و بعد از مراجعه به اداره باخبر شدم و در همان لحظه ابراز نارضایتی کردم اما بی ثمر بود چراکه معتقد هستم من با سایر معلمان هیچ تفاوتی ندارم.

آرمان کرمان: فکر می کنید به چه علت به عنوان معلم نمونه انتخاب شدید؟

بردسیری: سال ۹۲ مدرس کشوری بودم و به دنبال شرکت در یک دوره آموزشی که در تهران برگزار می شد دچار مصدومیتی شدم که آسیب شدید به نخاع بنده وارد کرد، شروع شدن کلاس ها باعث شد به دنبال درمان نروم یعنی تصور نمی کردم نخاعم پاره شود.

وی ادامه داد: ضربه دیگری در عاشورای همان سال به پای بنده وارد آمد درد را تشدید کرد و با مراجعه به پزشک متوجه شدم نخاع پاره شده و احتمال قطع نخاع شدن بسیار زیاد است.

آرمان کرمان:چگونه با وجود این بیماری و خطر بزرگ در مدرسه حاضر شدید؟

این معلم فداکار و دلسوز عنوان کرد: به سفارش دکتر ۳ هفته مرخصی استعلاجی به بنده تعلق گرفت بعد از گذشت این مدت به دلیل نبود معلم دوباره با همان شرایط به مدرسه بازگشتیم در این مدت نامه های زیادی از سوی دانش آموزان دریافت می کردم که در آن ها بیان کرده بودند ما مثل بچه های یتیم و بی کس شده ایم به مدرسه برگردید قول می دهیم اذیت نکنیم.

بردسیری اذعان داشت:در این مدت علاوه بر کمک ها و دعای خیر دانش آموزان خانواده های آن ها هم کمک ها و راهنمایی های بسیاری به من کردند علاوه بر این دعای پدرو مادرم باعث بهبودی من شو در حالی که پزشکان به بنده گفته بودند که ۹۵ درصد احتمال فلج شدن وجود دارد.

3

آرمان کرمان: چگونه با این حادثه رو به رو شدید؟

بردسیری: سلامتی بزرگترین نعمت است اینکه تا چند ماه قبل بدون هیچ مشکلی راه می رفتید و اکنون پزشکان به شما می گویند به زودی فلج خواهید شد بسیار سخت و دردآور است، اوایل تنها کاری که انجام می دادم گریه کردن بود به تمامی پزشکان کرمانی مراجعه کرده بودم اما نتیجه ای در بر نداشت.

آرمان کرمان : چگونه سلامتی خود را دوباره به دست آوردید؟

بردسیری: یکی از دوستان بنده در یکی از بیمارستان ها برای بنده نوبت جراحی گرفت و با بستری شدن در این بیمارستان طی نوار عصبی که گرفته شد متوجه شدند که بیماری به دست ها هم رسیدم و حدود سه پنجم اعصاب دست و پا از کار افتاده اند و بلافاصله مرا به اتاق عمل بردند.

وی افزود: بعد از گذشت چند هفته بهبودی بیشتری حاصل شد و درحال حاضر وضعیت نخاع بهتر شده است اما به حالت طبیعی بازنگشته و امکان دارد در طول سالیان بهبود یابد.

5

آرمان کرمان: چه واکنشی نسبت به شنیدن خبر معلم نمونه داشتید؟

بردسیری: به شدت ناراحت شدم بنده در گذشه هم معلم نمونه شده بود و به دست آوردن این عنوان برایم اهمیت نداشت و ترجیح می دهم اقداماتی که انجام می دهم مسکوت بماند نه در بوق و کرنا شود.

آرمان کرمان: به عنوان یه معلم نمونه چه آرزویی دارید؟

بردسیری :از خداوند می خوام که مرا از دیدن خانه اش محروم نکند و به مکه مشرف شوم ، معلم نمونه شدن از دیدگاه بنده ارزشی ندارد و قطعا معلمان بهتر از من هم وجود دارند و بنده هیچ برتری نسبت به سایر معلمان ندارم.

آرمان کرمان: نظر شما در خصوص استاد شهید مرتضی مطهری به عنوان یک معلم نخبه چیست؟

بردسیری : بنده معتقد هستم اگر امثال مطهری ها در جامعه امروزی حضور داشتند قطعا این به گلستان تبدیل می شد ، شهید مطهری زمانی که جایی سخرانی داشتند قبل از آن قریب به ۲۰ساعت در خصوص موضوع سخنرانی مطالعه می کردند ،همیشه به دانش آموزان توصیه می کنم با مطالعه زندگی نامه این بزرگان روش درست زندگی کردن آن ها را الگوی خود قرار دهند.

آرمان کرمان: چه دلیلی باعث شد که شما به هنگام بیماری دانش آموزان را رها نکنید؟

بردسیری:معلمان به دانش آموزان دوره ابتدایی دلبستگی خاصی دارند شاید تعهد یا مسیولیت ، دانش آموزان احساسی مادرانه و یا پدرانه نسبت به دانش آموزان خود دارند همین امر نتوانست مرا از آن ها دور کند.

آرمان کرمان: شیرین ترین و تلخ ترین خاطرات یک معلم نمونه در طول تحصیل کدام هستند؟

بردسیری: خاطرات بسیار شیرینی در طول دوران تدریس خود داشتم و یکی از بهترین دوران گذراندن ۱۰ سال از عمر کاری خود در مناطق  محروم است ، در آنجا دانش آموز دختر در مقطع اول ابتدایی داشتم بنا بر عادت معلمان قبلی این دانش آموزان عادت داشتند هنگام دیکته یک چوب بخورند و بنده این کار را انجام نمی دادم این دانش آموز به علت داشتن غلط های بسیار چشمانش را بست و دستانش را جلو آور و گفت مادرم به من گفته زمانی که درس نخواندی باید شجاعت تنبیه شدن داشته باشی امروز باید چوب بخورم ، از آن روز هیچ گاه حتی به تهدید هم از چوب زدن سخن نگفتم.

وی ادامه داد: تلخ ترین خاطره دوران تدریسم مربوط خبر فوت یکی از دانش آموزان بسیار خوب و کوشایم بود که یادآوری آن هنوز هم قلب مرا به درد می آورد.

آرمان کرمان: نظر شما در خصوص حرفه معلمی چیست؟

بردسیری : از دیدگاه من معلمی حرفه نیست بلکه عشق است عشقی مشابه مادر به فرزند که یک دانش آموز را در دریایی از محبت معلم خود غرق می کند.

در پایان این گفتگو دانش آموزان پایه ششم مدرسه پسرانه اشرفی اصفهانی به پاس قدردانی از تلاش های بی وقفه این معلم برای وی جشنی برپا کرده و هدایای ناقابلی را به او اهدا کردند.

انتهای پیام/

دیدگاه شما

زنان کویر
منهاج