آخرین اخبار

اسکویی در سرابی گرفتار شده بود که عاقبت بدی برای خود می‌دید و حالا با پشیمانی به کشور باز گشته و فرهنگی که قرار بود با بازی در شبکه‌های اجتماعی با آن بجنگد حالا به آن پناهنده شده است. البته در این سخنان تناقض‌های زیادی است و به نظر می‌رسد که این بازیگر باید ناگفته‌های خود از حضور در شبکه ماهواره‌ای جم را بیشتر برای مردم خصوصا جوانانی که شاید مثل او با برخی تبلیغات‌های کاذب هوایی شده‌اند و خارج از کشور را دارای مزیت‌هایی به زندگی در ایران می‌بینند، مفید فایده باشد.

به گزارش زنان کویر ،به نقل از  طنین یاس، امیرحمزه نژاد - چندی پیش بود که موج شبکه‌های ماهواره‌ای کشور را فرا گرفت و برخی از این شبکه‌ها که در حوزه سبک زندگی غربی کار می‌کنند و سعی دارند به طور نرم با ساخت و نمایش سریال‌های خاص سبک زندگی ایرانی اسلامی را تخریب کنند، از برخی از بازیگران ایرانی دعوت کردند که با آنها همکاری کنند. در این راستا تنها دعوت مرسوم نبود بلکه نوعی کلاهبرداری، اغواگری و وسوسه کردن نیز در میان بود. در این زمینه بسیاری از بازیگران به این وعده‌های وسوسه کننده نه گفتند اما برخی از آنان نیز اسیر توهم زندگی بهتر و آینده شادتر شدند و جلای وطن کردند و به کشورهای همجوار رفتند تا به تیم سازنده‌ سریال های مبتذل ماهواره‌ای بپیوندند. اما دیری نپایید که متوجه شدند همه چیز سرابی بیش نبوده و نه تنها زندگی شادتری را تجربه نکردند بلکه زندگی‌شان بسیار مصیبت‌بار و غمگین‌ شد.

 

متاسفانه خانم‌های بازیگر در این عرصه حتی هویت ایرانی اسلامی خود را نیز به حراج گذاشتند و با کشف حجاب سعی کردند تا با این شبکه‌های ماهواره‌ای و شکل و شمایلی که آنها می‌خواستند همراه شوند. این شبکه‌ها به خیال خود سعی داشتند با جذب و نشان دادن چهره دیگری از این بازیگران و بخصوص زن ایرانی به جذب مخاطب بپردازند. اما در عمل و واقعیت نتیجه برای این شبکه‌ها بسیار مفتضح بود.

 

سریال‌های ماهواره‌ای که این شبکه‌ها ساختند اصلا مورد توجه مخاطبانشان واقع نشد و با ورشکستگی کامل روبرو شد. در این شرایط اما کم کم بازیگرانی که از ایران با کلی وعده‌های گمراه کننده به کشورهای همجوار رفته بودند به کشورمان بازگشتند و ندامت و پشیمانی خود را ابراز داشتند. اغلب آنها بیان داشتند که به خاطر پول و زندگی بهتر جذب شبکه‌های ماهواره‌ای شده اند اما نه تنها پولی نصیب آنان نشد بلکه کلاه گشادی بر سرشان رفت و با آبرو ریزی وارد موطن خود شدند.

 

رابعه اسکویی، بازیگر سینما و تلویزیون ایران که بیشتر در سریال‌های طنز ایفای نقش می‌کرد یکی از این افراد بود. وی اخیرا بی سر و صدا وارد کشور شده اما در صفحه اینستاگرام خود عکسی متفاوت از آنچه این سالها از او دیده بودیم به نمایش گذاشته است. وی در پست خود که درس‌های بسیاری در آن نهفته و ندامت و پشیمانی و بازگشت به آغوش میهن و فرهنگ ایرانی اسلامی در آن آشکار است، نوشته است:‌ « من برگشتم ... ایرانم ... اومدم ... اینجام... یه وقتایی یه چیزایی هست که گفتنش محاله، نه کنخوای بگی، نه ... می‌خوای ... حتی واژه هم براش داری... ولی نمی‌شه،‌به زبون میاد ولی به گوش هیچ کس نمیاد... دلتنگی، خونه، دوست قامیل و ...»

 

وی در این پست خود می افزاید: «رفتم به خیال هوای تازه و روزای بهتر، رفتم که نباشم ... که زندگی کنم ... دیدم اما نمیشه ... هر جا میرم بازم اینجام، دلم، جونم، نفسم اینجا بود. بی تاب برگشتن، دلم زیارت خواست، چشمی سبک کنم به چار قطره اشک پای ضریح، عطر گلاب،‌وقت اذان، حضرت عشق ... »

 

آنچه از این مفاهیم البته کلی و آشفته بر می‌آ‌ید این است که اسکویی در سرابی گرفتار شده بود که عاقبت بدی برای خود می‌دید و حالا با پشیمانی به کشور باز گشته و فرهنگی که قرار بود با بازی در شبکه‌های اجتماعی با آن بجنگد  حالا به آن پناهنده شده است. البته در این سخنان تناقض‌های زیادی است و به نظر می‌رسد که این بازیگر باید ناگفته‌های خود از حضور در شبکه ماهواره‌ای جم را بیشتر برای مردم خصوصا جوانانی که شاید مثل او با برخی تبلیغات‌های کاذب هوایی شده‌اند و خارج از کشور را دارای مزیت‌هایی به زندگی در ایران می‌بینند، مفید فایده باشد.

 

البته پیش از اسکویی بازیگران دیگری نیز بودند که به وطن بازگشته و از پیوستن به شبکه‌های ماهواره ای ابراز پشیمانی کردند. هرمز سیرتی، از بازیگران پیشکسوت یکی از این بازیگران فریب خورد بود که خود در این باره می‌گوید:‌« یک مشت قالتاق پدرسوخته در شبکه جم کار می‌کنند، عین واقعیت را می‌گویم. ما در خیابان منوچهری کوچه‌ای به نام ارباب جمشید داشتیم که پاتوق سیاهی‌لشکرهای سینما بود. برخی هم بودند که می‌دویدند دنبال هنرپیشه‌ها تا با آنها عکس بگیرند. بجز دو سه نفر، آنهایی که در شبکه جم کار می‌کنند، از نخاله‌ترینِ این افراد هم پایین‌تر‌ هستند. بیشتر آنها نابازیگر و ناکارگردان هستند.»

 

وی افزود: « در شبکه جم پولم را خوردند و آن دستمزدی را که توافق کرده بودند به من ندادند. نه‌تنها حقم را تضییع کردند، بلکه آزارم دادند. رسم و رسوم این شبکه طوری بود که اگر میان یک پروژه فراغتی هم داشتم، باید می‌رفتم و در یک فیلم و سریال دیگر هم بازی می‌کردم! درواقع استراحت و فراغت معنایی نداشتاما عادت حرفه‌ای من این بود که وقتی حضور در کاری را قبول می‌کردم، هیچ کار دیگری را نمی‌پذیرفتم و همه تمرکز و توانم را روی یک کار می‌گذاشتم.»

 

این بازیگر درباره حال و روز دیگر بازیگرانی که در شبکه های ماهواره‌ای هنوز مشغول هستند گفت:‌ «من یک چیزی دیده‌ام که از آن روز تا حالا ناراحتم. من چهارم تیر از این‌جا پرواز کردم خانم پردیس افکاری و شوهرش محمد نجفی در یک ردیف نشسته بودند یک چیزی دیدم که خیلی زجرم داد، اقرار می‌کنم خوشحال بودم که دارم می‌روم بازی کنم، اما برگشتم دیدم پردیس افکاری دارد از پنجره بیرون را نگاه می‌کند و گریه می‌کند چون دارد مملکتش را ترک می‌کند. این موضوع خیلی من را اذیت کرد، آن‌هم پردیس افکاری که این‌قدر بازیگر با استعدادی است.»

 

به هر جهت ماجرای اسکویی و سیرتی به خوبی نشان می‌دهد که موج‌سازی‌ها و تبلیغات روانی از سوی برخی از افراد سودجود و اغلب همدست با ضدانقلاب بسیار زیاد است و در این عرصه هوشیاری و تدبیر می‌تواند سد محکمی در برابر این فریبکاری‌هایی که عاقبت آنها معلوم است، ایجاد کند.

 

انتهای پیام/ 

دیدگاه شما

زنان کویر
منهاج