آخرین اخبار

به گفته مریم معین الاسلام کارشناس در مباحث زن و خانواده معتقد است : خانم ها که نیمی از پیکره جامعه هستند، اگر خودشان امنیت و سلامت روانی داشته باشند، این سلامت روانی را به اعضای خانواده منتقل می کنند. جامعه هم متشکل از اعضای خانواده است و چون سلول های تشکیل دهنده جامعه خانواده است، اگر زن خود سلامت عاطفی داشته باشد به اعضای خانواده این سلامت را منتقل می کند و به تبع جامعه هم دارای سلامت و امنیت عاطفی می شود.

به گزارش زنان کویر ،  به گفته جامعه شناسان و روانشناسان ، احساس امنیت یا امینی،  ارضای نیازهای بالاتر را امکان پذیر می سازد و شخص را به ظاهر شدن و فراگیری مهارت ها ترغیب می کند. وقتی فردی احساس امنیت نکند در واقع خود را در معرض خطر می بیند و نیاز رسیدن به امنیت را بر رشد ترجیح می هد!  

 

«مزلو » روانشناس، معتقد است « احساس ناامنی استعداد فرد را در رو به رو شدن و حل کردن مشکلات و خطرات محدود می کند» و باعث ایجاد ناهنجاری در رفتار وی می شود .

 

احساس ناایمنی فرد را تحت فشار قرار می دهد و مسائل و مشکلاتی را   از جنبه های مختلف زندگی، شغلی، تحصیلی، خانوادگی و اجتماعی نمود پیدا کند و با متغیرهای سن، جنس، دین، تأهل، شغل، رشته تحصیلی، برای او ایجاد کند که بحث بهداشت روانی از همه مهم تر است.

 

احساس امنیت برای سالم بودن جسمی و روانی انسان لازم و ضروری است، احساس عدم امنیت دائم شخص را در حال بسیج قوا و به هم ریختگی سوخت و ساز بدن قرار می دهد و اگر ادامه یابد موجود را به سوی بیماری های جسمی و روانی سوق خواهد داد.  تأثیری که احساس ناایمنی بر انسان دارد، ایجاد حالت تنش و برانگیختگی و عدم تعادل است. نگرانی، ترس، وحشت و اضطراب، تنش و عصبیت، جملگی از پیامدهای نا ایمنی هستند. فردی که نیازهای ایمنی او ارضا شده باشد همواره احساس دوستی و عشق، تعلق، آسودگی و راحتی، پذیرش خود و دیگران، عزت نفس، قدرت، دلگرمی، ثبات هیجانی، خوشنودی، علاقه اجتماعی، مهربانی، همدلی، دارد.

 

از این ور می توان گفت که امنیت در دو بعد روانی و جسمی بسیار مهم و در عین حال از نیازهای اولیه غیرمادی انسان محسوب می شود.

 

حالا اگر این موضوع را گسترش داده و به وادی امنیت جنسی وارد کنیم ، در این حالت هر دو طرف قضیه یعنی « زن  و مرد » برای ایجاد این آرامش و احساس ایمن بودن نسبت به هم وظایف و مسئولیت هایی را بر عهده دارند چرا که در جامعه ای که زن و مرد در نگرانی از امنیت خود هستند ، رشد و شکوفایی در راستای حضور اجتماعی افراد به نحوه احسنت امکان پذیر نخواهد بود.

 

نحوه حضور افراد در جامعه یکی در ایجاد امنیت روانی جنسی برای زن و مرد بسیار مؤثر است و در این یادداشت سعی شده است که به نقش زنان در ایجاد امنیت یا برهم زدن امنیت روانی مردان در سطح جامعه با توجه به نوع حضور زنان – اعم از آرایش و پوشش – پرداخته شود.

 

بر اساس قانون خلقت بین زن و مرد جاذبه ای طبیعی قرار داده شده که ضامن سعادت و سلامت خانوادگی آن دو خواهد شد اما محور و مدار این جذب طبیعی زن است. از این رو در آیات شریفه برای حفظ آرامش زن و مرد، اصالت به زن داده شده است. پوشش زنان موجب تعدیل جاذبه های طبیعی شده و این نعمت الهی را در مسیر و مجرای طبیعی خود قرار می دهد به این معنا که حس خودآرای و زیبا پسندی زن و زیبایی های ظاهری او و جاذبه های طبیعیش محدود به خانه و خانواده شد و همین امور که در جامعه ی بیرون، فساد آور است در درون خانواده نقش مثبت ایفا می کند.

 

از آثار حجاب در سطح فردی و اجتماعی می توان به حجاب، امنیت اخلاقی و فکری،  حجاب، امنیت روانی فرد ، حجاب عامل مصونیت و امنیت اشاره کرد.

 

اسلام به روان انسان ها توجه ویژه دارد همان گونه که سلامت جسمی را در نظر دارد. خداوند متعال در« نظام تکوین» دو سرمایه عفاف و حیا را برای زن و مرد و غیرت را برای مردان قرار داد تا نگهبان روح و روان انسان ها و ضامن سلامت روانی آنهاباشد و در «نظام تشریع» نیز با حکم «حجاب» و «حدود حریم ارتباط با نا محرم» از ایجادزمینه هایی که به جسم و روح آسیب میرساند پیشگیری نمود.                              

 

اضطراب و ترس های مرضی ناشی از مزاحمت های خیابانی و دغدغه ی مداوم نسبت به پذیرفته شدن از سوی مردان و یا عدم پذیرش و استفاده ی بی حد و مرز و افراطی از لذت های جنسی و جسمی و مورد بی مهری قرار گرفتن پس از سوء استفاده مردان بیمار «الذی فی قلبه مرض» و .. از عوامل مهم در بیماریهای روانی و افسردگی است که در صورت باور حجاب و پذیرفتن آن، همه ی این آسیب پذیری ها از بین خواهد رفت. بنابراین یکی از فلسفه های تشریع حکم حجاب، ایجاد آرامش روانی فرد و در نتیجه سلامت و امنیت روانی جامعه است.

 

از بعد دیگر حضور همراه با عفاف و حجاب  زنان برای مردان نیز جامعه را ایمن می کند و از اضطراب ها و وسوسه هایی که زن را در حد یک کالا تحقیر می کند، دور می کند.

 

اما در نظر داشتن یک موضوع در ایجاد امنیت روانی در جامعه از سوی زنان بسیار مهم است و آن اینکه اگر زنی خود از سلامت روانی کامل بر خوردار باشد قطعا مسیری را انتخاب نمی کند که باعث بر هم ریخته شدن سلامت روانی همجنسان خود یا سایر افراد جامعه شود.

 

مریم معین الاسلام معتقد است: خانم ها که نیمی از پیکره جامعه هستند، اگر خودشان امنیت و سلامت روانی داشته باشند، این سلامت روانی را به اعضای خانواده منتقل می کنند. جامعه هم متشکل از اعضای خانواده است و چون سلول های تشکیل دهنده جامعه خانواده است، اگر زن خود سلامت عاطفی داشته باشد به اعضای خانواده این سلامت را منتقل می کند و به تبع جامعه هم دارای سلامت و امنیت عاطفی می شود.

 

سؤال اساسی اینجاست حلقه مفقوده ای که باعث شده است این دو جنس در تقابلی نابرابر در از بین بردن نوعی از امنیت روانی سطح جامعه قرار داده است چیست ؟

 

بالابردن درجه ی ایمان در فرد همراه با تبیین مسئله حجاب و عفاف، به طور قطع همه کسانی که با پوشش و آرایش نامناسب وارد جامعه می شوند یا همه مردانی که با نحوه نگاه و کلامشان باعث بر هم ریختن امنیت روانی زنان در جامعه می شوند، تعمدی در کار ندارند و این دست اتفاقات برخواسته از عدم آشنایی آنها یا بهتر بگوییم تعمیق باورهای دینی و فرهنگی در آنهاست.

 

آگاهی ازفوائد حجاب و مضرّات آن نیز یکی دیگر از مواردی است که نسبت به آن غفلت تاریخی شده است.  و امر به معروف و نهی از منکر هم فریضه ای واجب اما فراموش شده است که باعث بسیاری از خلل های تربیتی و فرهنگی در سطح جامعه شده است و وجود ناهنجاری ها و بدرفتاری های زیادی که در سطج جامعه دیده می شود برگرفته از همین غفلت بزرگ از واجب الهی است.

اینکه زن و مرد بدانند و برای شان مستجل شود که حجاب حق خداوند است و نه زنی می توان آن را به دلخواه کنار بگذارد و یا مردی می تواند این حق را از دوش زنی بردارد یکی دیگر از مواردی است که باید روی آن کار شود.

 

ازآنجا که حکم الهی برای سعادت بشروضع می شودوخداوند متعال،رحمت را بر خویش واجب می داند و احکام الهی همان رحمت های خداوندی بر بندگان و یا مقدمه ای برای قرار گرفتن در دامن رحمت خدا هستند،پس حجاب حق خدا بر بندگان او می باشد البته نه به این معنا که در کنار حق بندگان،حقّی را هم برای خدا تصور کنیم که او خالق همه چیزاست و نقصی ندارد تا باادای حقّ او،کامل گردد. امّا اینکه ایا می توان حقّ خدا را ادا کرد یا نه.در روایاتی با اشاره به انجام وظایف و اطاعت از امرالهی برای ادا شدن این حق اشاره شده است.آیت الله جوادی آملی معتقد است که: (حجاب زن مربوط به خود او نیست)

 

تا گفته شود از حق خود صرف نظر کردم.حجاب زن مربوط به مردنیست تابگوید من راضی به بی حجابی هستم حجاب رن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده اعّم از همسر،برادر،فرزندو... راضی به بی حجابی باشند،قرآن مجید راضی نخواهد بود زیرا زن وحیثیّت او حق خدااست و خدازن را مظهر احساس و عاطفه آفرید نه مظهر بی عفّتی و شهوترانی.» وقتی حّق خداوند با حجاب اداءنشود یعنی بنده ی خدا که آرامش و امنیت جسمی و روحی و روانی در خانواده و اجتماع است اداء نمی شود.

 

و در نهایت مدیریت " غیرت" به عنوان یک خصیصه الهی برای حفظ عفت در خانواده مهم است . به واقع می توان گفت غیرت و تعصّب ناموسی یکی از عوامل اساسی عفت است که نتیجه ای دو سویه دارد، کسی که برای ناموس خود حرمت قایل است و نسبت به آن تعصب دارد،به خود اجازه نمی دهد که به ناموس دیگران خیانت کند.

طنین یاس

انتهای پیام/ 

دیدگاه شما

زنان کویر
منهاج