آخرین اخبار

تاریخ : 10. مهر 1396 - 11:54   |   کد مطلب: 33128
شکوه هایی زیر انگشتان مردان خیابان عدالت شهر کرمان
اگر گذرتان به خیابان عدالت کرمان افتاده باشد قطعا مردانی را دیده اید که با میز و صندلی هایی که به گمان از دهه ی پنجاه یا شصت به یادگار مانده اند آن هم در سایه ای نیمه جان از درختان این خیابان در انتظار مراجعه کنندگان نشسته اند.

به گزارش زنان کویر ،اگر گذرتان به خیابان عدالت کرمان افتاده باشد قطعا مردانی را دیده اید که با میز و صندلی هایی که به گمان از دهه ی پنجاه یا شصت به یادگار مانده اند آن هم در سایه ای نیمه جان از درختان این خیابان در انتظار مراجعه کنندگان نشسته اند.

 

افرادی که با یک صندلی، چند برگ شکواییه و یک ماشین نویس قدیمی جلوی درب دادگستری مستقر هستند و با گرفتن مبلغی برگه دادخواست یا شکایت نامه برای افردا مختلف تنظیم می کنند.

 

 

عریضه نویسانی که زیر چشم فرشته ی عدالت سالهاست قلم می زنند گرچه این افراد شاید تخصصی در زمینه ی امور حقوقی نداشته اند اما گذر زمان و شکایت های متعدد سبب شده تمام این قوانین را یاد بگیرند، از این رو با اولین طرح شکایت از سوی مردم می دانند که چه بکنند و چگونه نوشتار مکتوب خود را تنظیم و به مردم ارائه دهند.

 

نزدیک دادگستری شهر کرمان بسیاری از افراد را می بینیم که  از همان اوایل صبح روبروی درب دادگاه منتظرند و درست روبرویشان آن طرف خیابان عریضه نویسان جوان و پیری را می بینیم که شاید آرزویشان مشکلی باشد و بتوانند آن را بر روی ماشین های نامه نویسشان تایپ کنند تا بلکم روزی آنها هم بدست آید .

 

این داستان خیابان عدالت کرمان است که هر روز صبح با طلوع خورشید تکرار می شود.

 

عریضه نویسانی که سالها شکایت مردم را به دادگستری می رسانند اما خود دم از شکایتی نمی زنند.

 

به سمت یکی از عریضه نویسان می روم ، پیرمردی است که به نظر می رسد از همه ی همکاران اطرافش طعم این شغل را بیشتر چجشیده ؛ خودم را معرفی می کنم و از او فرصتی برای یک گفتگو می طلبم؛ سرش پایین است و در میان برگه های روی میزش می چرخد، بی آنکه سرش را بالا آورد؛ می گوید حرفی برای گفتن ندارم.

 

 

منتظر می مانم که دیگر عریضه نویسان این خیابان به ارباب رجوعشان پاسخ دهند تا به سویشان روم، اینبار اما یکی از عریضه نویسان خیابان عدالت کرمان لب به سخن می گشاید.

 

او می گوید ۳۲ سال است که به این کار مشغول است و توانسته مخارج خانواده اش را از این راه تامین کند اگر چه در سال های اخیر با راه اندازی ثبت های سیستمی از سوی دادگستری؛ سخت تر از گذشته تامین معاش می کند.

این مرد خیابان عدالت در ادامه از نبود مکان گله می کند، او می گوید گرمی و سردی هوا بر سختی کار ما می افزاید اگر چه تا قبل از سال ۸۵ دارای یک ساختمان بودیم اما آن مکان را از ما گرفتند و هر چه اعتراض کردیم کسی پاسخگو نبود.

 

وقتی از او می خوام که از خاطرات خوش و یا تلخ این کار بگوید؛ پاسخ داد شغل ما همه اش شکوه و دعوا است، در این ۳۲ سال سابقه ی کاری ام خاطره ی خوشی نداشته ام از سویی خودم نیز به لحاظ روحی درگیر این شکایت ها و شکوه ها شده ام و چند بار سکته کرده ام.

از تفاوت طعم شکایت های گذشته و اکنون پرسیدم، در این باره گفت: شکایت در خصوص طلاق بسیار بیشتر از گذشته باب شده و اکثر شکوه ها از جدایی ها حکایت دارد، در این حین یکی از همکارانش که به نظر می رسید به گفتگویمان گوش میداد فریاد کشید: آری؛ طلاق، طلاق…

 

گزارش: اعظم پسند

انتهای پیام/

دیدگاه شما

زنان کویر
منهاج